على گيلانى

7

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

در چشم كشند و باقى اقسام علاج ندارد شعيره ورمى بود كه در كنارهاى پلك چشم بهم رسد سببش بيشتر خون بود علاجش اول فصد بود و بعد آن تنقيه به ايارجات و بگيرد سكبينج در آب خل بخيسانند و پيه گداخته گرم نيز اگر بندند مفيد آيد و گندم خائيده و ماش خائيده بستن مفيد است و سير اگر گرم كنند و زمان زمان به‌بندند مفيد بود شعر منقلب اگر مژه برگشته مىرسته باشد و بجانب درون چشم بود و آسيب آن به چشم رسد و باعث آن شود كه آب چشم مىرفته باشد و سرخى در چشم پيدا شود و گاه بمرضهاى مثل سبل و بياض منجر شود و كذلك موى مژگان اگر بعدد زياده شود باينجا واقع شود علاج آنست كه بكند و بعضى ادويه كه مانع باشد از رستن آن بمالند مثل زاج سائيده و مثل توتيا و زنگار با هم سائيده و مثل زرنيخ سوده اگر وزغى در سفال آب ناديده بسوزانند و خاكستر آن بپاشند در منع برآمدن موى بغايت قوى بود عشا شبكورى را گويند و سبب آن خلط غليظ بود كه از روح متكون شود علاج اگر با زيادتى خون بود فصد از قيفال و از رگى كه بر گوشهء چشم است و بعد از آن اگر خلط ديگر غالب بود دفع آن كنند و شربت زوفا و زوفاى سائيده با سداب خوردن مفيد بود و بگيرند جگر بزى و بر آتش نهند و بكارد برند و آبى كه از آن بچكد در چشم كشند و اگر قدرى فلفل دراز و نمك هندى سائيده به آن مخلوط كنند و در چشم كشند نيز خوب است و اگر فلفل دراز و نمك هندى بوقت بريان كردن بر آن پاشند نيز نيكو بود و خوردن جگر آن و بر بخارش داشتن نيز مفيد بود همچنين جگر خرگوش را همين فايده بود و شياف مرارات در چشم كشيدن مفيد بود علاج جهر غذاهاى غليظ مثل هريسه و پايچه و كشك گندم را دخل عظيم است و خوردن شراب سفيد غليظ و شياف ابيض كشيدن در چشم كه قدرى كافور و افيون داشته باشد